خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
119
نهج البلاغة ( فارسي )
ميدان جنگ كشيد و حقيقت حال از آنان پوشيده داشت ، تا گلوهاى خود هدف تير بلا ساختند . 52 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) گزيده اى از اين خطبه را پيش از اين آورديم . در اينجا ، روايت ديگرى از آن را مىآوريم . زيرا ميان دو روايت تفاوتهايى است . بدانيد ، كه دنيا پيوند بريده است و روى در رفتن دارد و بانگ وداع برداشته و خوشيهايش جامه دگر كردهاند . آرى ، دنيا پشت كرده و شتابان مىرود و ساكنان خود را به سوى فنا مىراند و همسايگان خود را به ديار مرگ مىكشاند . شهد آن به شرنگ بدل شده و زلال آن تيره گرديده . از آن بر جاى نمانده ، مگر ته مانده اى ، به قدر قطره اى چند در ته خردك مشكى يا به قدر جرعه اى كه روى ريگى را كه در ته قدحى افكنده باشند ، بپوشاند ، كه اگر تشنه اى آن را بمكد از او دفع عطش نكند . اى بندگان خدا ، آهنگ سفر كنيد ، از اين سرايى كه ساكنانش دستخوش زوالاند . مبادا ، كه در اين سراى فانى گرفتار خواهشهاى نفسانى شويد و نپنداريد ، كه زندگى شما در آنجا به دراز خواهد كشيد . به خدا سوگند ، اگر چون اشتران فرزند مرده ، ناله سر دهيد و چون ، آواز حزين كبوتران جفت گم كرده زارى كنيد ، و چون راهبان تارك دنيا فرياد برآوريد و مال و فرزند ، رها كرده به سوى خدا رويد تا شما را به خود نزديك سازد و درجت شما فرا برد ، يا گناهى را كه رسولان او در دفتر اعمال نوشتهاند بزدايد ، هر آينه ، در برابر ثوابى كه براى شما اميد مىدارم يا در برابر عذابى كه شما را از آن بيم مىدهم ، بس ناچيز است و اندك .